تبليغاتX
آموزشگاه دخترانه راهنمایی بشارت
  • نظم و انضباط اساس تمدن و عاملي است كه سبب مي شود زندگي بهتر و با سرعت بيشتر به جريان بيفتد. براي همين است كه در كتاب "برندگان و بازندگان" آمده:"برنده بيش از بازنده كار انجام مي دهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده هميشه آن قدر گرفتار است كه حتي نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد".

    ميز و دفتر كار افراد موفق هميشه مرتب است. نويسنده هاي موفق در وقت معيني شروع به نوشتن مي كنند، در جاي مشخص و مرتبي مي نشينند و در تعداد ساعت هاي معيني مي نويسند.

در شركت هاي موفق، تجهيزات و وسايل، تميزند. اشيا در جاي معين و مناسب قرار دارند و كاركنان از سر كارشان غيبت نمي كنند. در چنين شركت هايي حوادث كاري كمتري رخ مي دهد.

تيم هاي ورزشي موفق تيم هايي هستند كه نكات انضباطي را به خوبي رعايت مي كنند و به شكل منظم سر تمرينات حاضر مي شوند.

در خانه اي كه نظم و ترتيب حاكم است هيچ كس دنبال وسايلش نمي گردد. چون همه چيز سر جاي خودش قرار دارد. به اين ترتيب در وقت همه صرفه جويي مي شود.

مؤسسه اقتصادي موفق، دفاتر مالي مرتب و منظمي دارد و در هنگام هزينه كردن، انضباط  را رعايت مي كند.

به طور كلي هر چه مردم يك كشور منظم تر باشند، فرهنگ، اقتصاد و جامعه پيشرفته تري دارند و در آنها حقوق شهروندي بهتر رعايت مي شود. حتي كشورهاي در حال توسعه اي كه خود را به رعايت نظم و انضباط ملزم كنند، پس از مدتي مي توانند عقب ماندگي هايشان را جبران كنند. چنين اتفاقي در برخي از كشورهاي آسيايي رخ داده است اما اين اتفاق در بسياري از كشورها رخ نمي دهد. بنابراين آنها با انبوهي از ثروت و منابع طبيعي كشورهايي عقب مانده اند.

هر جا نظمي دارد
همه كم و بيش مي دانند كه نظم و انضباط لازم است. براي همين همه كشورها قانون دارند. در همه كشورها مردم از ساعت معيني شروع به كار مي كنند و در ساعت معيني كارشان را به پايان مي برند. وسايل حمل و نقل نظير هواپيما، قطار و كشتي در ساعت معيني حركت مي كنند. اشيا در انبارها چيده مي شوند، وسايل در قفسه ها گذاشته مي شوند و ... . با ورود رايانه به زندگي انسان ها، نظم و انضباط اهميت به مراتب بيشتري پيدا كرده است.

در اين شرايط موفقيت، از آن جامعه اي است كه بيش از ديگران به نظم و انضباط اهميت مي دهد. در جوامع منظم و منضبط هر چيزي سر جاي خودش قرار دارد. به طوري كه هر كسي مي داند جاي هر چيزي و هر كاري كجاست و هر كاري در وقت و زمان معيني انجام مي شود. به همين خاطر در زمان صرفه جويي مي شود و بهره وري افراد بالامي رود.   

انضباط پيش شرط پيشرفت
خيلي ها نظم را محدود کردن آزادي مي دانند. در حالي كه تجربه كشورها و حتي شركت هاي موفق نشان داده رعايت نظم، احترام بيشتر به حقوق شهروندي را به دنبال دارد. در شركت هايي كه نظم و انضباط در آنها حاكم است، افراد بهره وري و حقوق بيشتري دارند و به نظرات آنها اهميت زيادي داده مي شود.

سينا اميري كارشناس مديريت مي گويد:"ما در بسياري از شركت ها و مراكز توليدي خودمان شاهديم كه دستگاه ها بسيار كثيف است، دستگاه ها دچار مشكلات جدي شده چون منظم و مرتب نگهداري نشده اند و اشكالات كوچك آنها از همان ابتدا و به تدريج برطرف نشده است. در حالي كه همه موظفند نسبت به بازبيني ماشين هاي كارخانه دقيق باشند. تجربه كشورهاي صنعتي نشان داده وقتي كاركنان به اين امور دقيق مي شوند، علاوه بر اين كه استهلاك دستگاه ها را كاهش مي دهند، بازدهي شان بالامي رود، كارهايشان را بهتر انجام مي دهند و حتي اهميت بيشتري به همكارانشان مي دهند.

همچنين وقتي هر چيزي براساس كاركردش در جاي خودش قرار بگيرد، محل كار هميشه منظم و مرتب و ايمن است. چون احتمال سقوط اشيا يا آتش سوزي، بريدگي ها در اثر از بين رفتن و تيز شدن اشيا و غيره از بين مي رود. همين طور نظم و ترتيب موجب مي شود افراد از وسايل ايمني استفاده كنند و از آسيب ديدگي پيشگيري كنند. همه اين موارد هم عين حقوق شهروندي است. واقعيت اين است كه ما هنگامي كه شركت هايمان را مورد بررسي قرار مي دهيم، متوجه مي شويم مشكلاتي كه حاد و پيچيده شده اند، علل ساده اي داشته اند و از بي نظمي سرچشمه گرفته اند. يعني اگر به موقع مورد توجه قرار مي گرفتند به سرعت حل مي شدند. درحالي كه بي توجهي و بي نظمي سبب شده به مشكلات بزرگي تبديل شوند كه حل آنها زمان زيادي مي طلبد و همين بهره وري را به ميزان زيادي پایين آورده است".

افراد بي نظم مانع پيشرفت مراكز و مؤسسات و در نهايت جامعه خواهند شد. سهل انگاري اين افراد باعث هرج و مرج مي شود و قوانين زيرپا گذاشته مي شود. در اين شرايط هيچ چيز در جاي خودش قرار نمي گيرد.

نظم و انضباط آموختني است
انضباط امري آموختني است و به آموزش نياز دارد. واقعيت اين است كه آموزش نظم و انضباط هم امر پيچيده اي است.

غالباً ژاپني ها به خاطر نظم و انضباط شان مورد تحسين قرار مي گيرند. آنها آموزش نظم و انضباط را از كودكي آغاز مي كنند. والدين به كودكان مي آموزند كه كفش هاي خود را به شكل منظم و مرتب جلوي در قرار دهند و كفش هاي ميهمانان را هم جفت كنند. اگر به خاطر داشته باشيم، در گذشته والدين ايراني هم كودكان را وامي داشتند كفش هاي ميهمانان را جفت كنند. همچنين ژاپني ها از همان بدو ورود به محل كار ياد مي گيرند كه ابزارها را تميز نگه دارند، آنها را بازبيني كنند و هميشه سرجاي خود قرار دهند. اين نظم از اتلاف وقت و منابع جلوگيري مي كند.
اگر انسان اصل را بر رعايت نظم و انضباط قرار نمي داد، هيچ پيشرفت و توسعه اي در كار نبود و نمي شد از تمدن بشري سخن گفت. به خاطر همين است هر جامعه اي كه بيشتر به رعايت نظم اهميت مي دهد، از هر نظر خود را از جوامع ديگر جلوتر مي كشد. به عبارتي جامعه پيشرفته جامعه بي نظم و ترتيب نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 10:41  توسط مدیر مدرسه  | 

در این مقاله به پنج قاعده ی کلیدی موفّقیّت تضمینی در تمام صحنه های زندگی اشاره می کنیم. قاعده هائی که اگر به درستی درک شوند، و با همّت و پشتکار و سماجت درونی اشخاص پیگیری و اجرا شوند، می توانند موفّقیّت تضمینی آن اشخاص را در هر حوزه ای از زندگی، باعث شوند:

 

قاعده ی اوّل:

اگر به این نتیجه رسیده ایم که کاری باید انجام شود، پس بدون هیچ بهانه جویی و معطّلی و با جدّیّت، کمر همّت ببندیم که آن کار انجام شود.

 قاعده ی دوّم:

کاری که باید انجام شود را همین الان انجام بدهیم.

 

قاعده ی سوّم:

مهم نیست که از کاری که باید انجام شود خوشمان بیاید یا خوشمان نیاید! چون باید انجام شود، پس در هر حالت و روحیّه ای که باشیم با جدّیّت و سرسختی و یک دندگی تمام آن کار را انجام می دهیم.

 

قاعده ی چهارم:

وقتی کار انجام شد آرام نمی گیریم و به این می اندیشیم که کار بعدی که باید حتماً انجام شود کدام است.

 قاعده ی پنجم:

سراغ قاعده ی اوّل می رویم!

حال یک دقیقه سکوت می کنیم و می گذاریم آن چه با صدای بلند خواندیم ،دوباره در وجود ما جاری شود تا برایمان قابل درک شود.

 

(بعد از یک دقیقه سکوت)

خوب دوستان راز موفّقیّت صد در صد را فهمیدید!؟ راز موفّقیّت حتمی در تمام امور زندگی همین پنج قاعده ای است که الان با هم با صدای بلند خواندیم. خوب فکر کنید و ببینید چقدر موفّقیّت ساده است و ما به راستی چقدر می توانیم خودمان را کاهل و سست و ضعیف بسازیم که از پس چنین کار ساده ای برنیاییم؟!

قاعده ی یک می گوید که به هر حال مجموعه ای از شرایط زندگی و استعدادهای درونی و نیازهای شخصی و خانوادگی و اجتماعی تو را وادار می سازند که یک سری کارها را حتماً و بدون قید و شرط انجام دهی! مثلاً برای فارغ التّحصیل شدن از دبیرستان و قبولی در دانشگاه لازم است یک سری درس ها را خوب و دقیق بخوانی! خوب شروع کن! معطّل چه هستی! بالاخره تو و خانواده به این نتیجه رسیده اید که الان وقت درس خواندن است. پس چرا دایم خودت را به کم هوشی و بی خیالی می زنی و وقتت را تلف می کنی. شروع کن!

اگر بیکاری و برای کسب درآمد و جمع آوری سرمایه مجبوری مدّتی را به خدمتکاری و کارهای ساده مشغول شوی، پس چرا دایم در رختخواب غلت می زنی و شروع نمی کنی؟ چرا صدای دستگاه پخش موسیقی را زیاد کرده ای و خودت را درون اتاقت محبوس کرده و با موجودات خیالی ات مشغول گپ زدن شده ای.

آهای! با تو هستم برخیز و جارو را در دست بگیر و کارت را شروع کن. بله حق با توست! تو قرار بوده مدیر یک شرکت بزرگ شوی. هنوز هم می توانی بشوی. هیچ کس به جز تو نمی تواند و حق ندارد در مورد مدیر شدن یا نشدن تو صحبت کند.اما الان شرایط چیز دیگری از تو می خواهد. برخیز و شروع کن. چرا ایستاده ای و خودت را در آیینه نگاه می کنی؟

شاید هم یک زن خانه دار هستی و باید امروز کلّی ظرف و لباس بشویی و غذا بپزی و خرید کنی و بچه ها را حمّام ببری و خلاصه کلی کار برای انجام دادن داری. پس چرا روی مبل خوابیده ای و به میز صبحانه زل زده ای، پاشو و کاری بکن. الان و امروز این کاری است که باید انجام شود و تو هم باید انجام دهی. پس برخیز و شروع کن.

قاعده ی دوّم می گوید: وقتی همین الان وجود دارد، چرا کاری را که باید حتماً انجام شود به بعد موکول میکنی. اصلاً به من بگو چه کار داری می کنی! ورزش می کنی؟ امّا تو که الان باید کاری دیگر انجام دهی؟ چرا اوّل آن "باید" را تمام نمی کنی و با تعویق و تاخیر بی دلیل، دایم اوضاع را بر ضدّ خودت بدتر می سازی. وقتی به این نتیجه رسیده ای که آن کار حتماً و باید انجام شود دیگر چرا خودت را به کارهای حاشیه ای و جنبی سرگرم ساخته ای. همین الان زمان برای انجام آن کار لازم و ضروری در اختیار تو گذاشته شده. تو چرا این زمانی را که متعلّق به کار مهم و ضروری است، برای انجام کاری فرعی و حاشیه ای صرف می کنی؟

قاعده ی سوّم می گوید که: اصلاً مهم نیست از انجام آن کار ضروری خوشت می آید یا نه! خوش آمدن یا خوش نیامدن تو اصلاً اهمیتی ندارد. مهم این است که آن کار الزامی و ضروری باید در زمان خودش به طور کامل و بی نقص و توسط شخص تو انجام شود.

این که تو خوشت نمی آید یا ترجیح می دهی به کار دیگری بپردازی، الان اصلاً مهم نیست.اگر شور و شوق کم داری، از هر جا که فکرت می رسد قرض بگیر و بدون بهانه جویی و معطّلی بی مورد، کار را انجام بده.

این کار مال توست. سود و منفعت آن هم به نفع توست. پس این که خوشت نمی آید یا زیاد در شان شخصیت ذهنی تو نیست دیگر چه صیغه ای است؟ آخر مگر قرار است همه کارهای عالم اوّل به مذاق تو مورد پسند افتد و بعد در دستور کار طبیعت قرار گیرد؟ اصلاً این طور نیست! اتفاقاً بعضی از کارهایی که باید حتماً توسط تو و همین الان انجام شوند، به هیچ وجه جذاب و خواستنی نیستند. تمیز کردن وان حمام و کاسه توالت و یا جمع کردن آشغال ها و یا مرتب ساختن و نظافت اتاق کار مشترک خودت با دیگران و یا کار در گاراژ و دست و صورت خود را روغنی کردن و یا دودکش را تمیز کردن و هزاران کار دیگر که معلوم است خیلی ها دوست ندارند، انجام دهند. اما راهی برای گریز نیست. تو باید این کارهای الزامی و ضروری را به هر قیمتی که شده همین الان به طور کامل و بی نقص انجام دهی و شخص تو هم برای این کار فعلاً انتخاب شده است.

پس چرا معطّل می کنی و با لوس بازی و ادا و اصول های عجیب و غریب و داد و فریاد و خودکشی و اعتیاد و صدها کار فرعی و بی معنای دیگر سعی می کنی نفرت خودت را از کاری که باید انجام دهی به نمایش بگذاری.

دوست خوب من! آیا هیچ می دانی که وقتی کاری را باید حتماً انجام دهی، دیگر عشق و نفرت تو در این میان هیچ اهمیّتی ندارند و قضاوت این موضوع را به هر کسی بسپارید آن ها هم خواهند گفت که خوب! کاری را که باید انجام دهی، انجام بده و خودت را خلاص کن!

می فهمی! حتّی دیگران هم با تو همدردی نمی کنند و برای نفرت و بیزاری تو در انجام کاری که نفعش متعلّق به توست و باید انجام دهی هیچ ارزشی قایل نیستند. پس همه ی داد و فریادها و نمایش ها و تظاهرات روانی که از خود نشان می دهی بیهوده است و دیر یا زود باید تسلیم شوی و در شرایط بدتری کاری که دوست نداری را انجام دهی. پس چرا کار را به آن جا می کشانی؟! همین الان نسبت به دوست داشتن یا دوست نداشتن کارهایی که انجامشان وظیفه ی توست بی اعتنا شو و این کارها را به هر قیمتی که هست با تمام دقّت و حواس و کمالی که در خود سراغ داری انجام بده تا تمام شود.

و وقتی کار تمام شد، استراحت کوتاهی کن و بلافاصله سراغ کار بعدی برو! بله دوست من! موفّق ها وقت زیادی برای تلف کردن ندارند. مثلاً شاید در حوزه ی تحصیل یا امور منزل کارها را سر و سامان دادی. امّا اگر نگاهی به دفترچه ی فعّالیّت های ضروری ات بیندازی خواهی دید که در شاخه ها و حوزه های دیگر زندگی هنوز ده ها کار دیگر باقی مانده است که حتماً باید انجام شوند. پس چرا معطّلی و وقت خود را به میهمانی گرفتن و استراحت بیش از حد تلف می کنی. سریع کار مهم بعدی را برای خودت مشخّص کن و همین الان چه دلت بخواهد یا نخواهد انجام بده. بدون تاخیر و بهانه جویی و به طور کامل و بی نقص!

می بینی دوست من، خیلی ساده است! تو با انجام این چرخه پایان ناپذیر، تغییرات شگرفی را در زندگی خود باعث می شوی و بعد از مدتی به جرگه ی موفّق ها می پیوندی. تو از الان به بعد دیگر یک موفّق صد در صد هستی!

منبع:مجموعه سخنرانی های آنتونی رابینزبرای تقویّت انگیزش

راهنمایی بشارت

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:32  توسط مدیر مدرسه  | 

سه کلمه جادویی : این سه کلمه جادویی را در روز چندين بار به کار گیرید :  

"لطفاً"   .  "متشکرم" و   "ببخشید"

  دو کلمه شوم : در زندگی خانوادگی ، شوم ترین کلمات این دو هستند :

 "مال من"  و  "مال تو"

  قسم : هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم

  در خانه : وقتی به خاطر رفتار متین تان در خارج از خانه مورد احترام قرار می گیرید ، این رفتار را در خانه هم حفظ کنید

   معامله نسیه : اگر مغازه یا فروشگاهی به شما اعتبار داده تا نسیه معامله کنید ، به این فکر کنید که ممکن است گذران آخر برج برای او هم ، همان اندازه سخت باشد که برای شما دشوار است

  اختلاف خانوادگی : پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و پس از آن ، کمی روی هم بگذارید 

  انگشت اشاره : انگشت اشاره در حقیقت برای این آفریده نشده که با آن افراد را نشان دهید . گرچه نامش اشاره باشد

  برای جلب توجه گفته اند: انسان برای آن که حرف زدن بیاموزد ، به دو سال وقت نیاز دارد ولی برای آموختن سکوت ، پنجاه سال مهلت لازم است

  برای آن که در محلی توجه همراهانتان را جلب کنید ، صدای تان را بلند نکنید . اگر حرف های شما جالب باشد ، دیگران خود به گفته های شما توجه پیدا می کنند

  نگاه گویا : وقتی با شما حرف می زنند و یا شما با دیگری صحبت می کنید ، اگر نباید به چشمانش نگاه کنید ، دست کم به دهانش چشم بدوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 15:22  توسط مدیر مدرسه  | 

بیست نکته یا ترفند برای یک تدریس خوب

  1.  هميشه با ياد و نام خدا درس را شروع کنيد و آن را به پايان برسانيد .

2.      ساده اما عميق تدريس کنيد .

3.      تجربه هاي تازه خود را در اختيار فراگيران قرار دهيد .

4.      هرگز گمان نکنيد که سکوت شاگردان به معني فهميدن است .

5.      تقويت شوق در يادگيري را هدف غايي تدريس خود قرار دهيد .

6.      به افزايش کيفيت يادگيري و پرورش خلاقيت اهميت بيشتري دهيد .

7.      طرح درس يا خلاصه ي آن را همواره با خود داشته باشيد تا به کاري که انجام مي دهيد , مسلط باشيد .

8.      به سوالات فراگيران اهميت دهيد و با لحن خوب و مناسب بازخورد دهيد .

9.      مطالعه پيش از تدريس و آمادگي قبلي براي تدريس را فراموش نکنيد .

10. از ابتکار و خلاقيت خود و دانش آموزانتان در تدريس استفاده کنيد .

11. تنوع در روش آموزش را فراموش نکنيد .

12. در تدريس تا حد امکان از مثال و مصداق استفاده کنيد .

13. از وسايل و امکانات آموزشي موجود حداکثر بهره را ببريد , از جمله دانش آموزان را با منابع مطالعاتي مثل کتاب ها و نشريات آشنا کنيد .

14. آرام , با نشاط و علاقمند تدريس کنيد .

15. براي فعال کردن دانش آموزان و ايجاد انگيزه يادگيري , از ذوق , سليقه و استعداد آنها بيشتر استفاده کنيد .

16. کارها و فعاليت هاي مربوط به کلاس را بين دانش آموزان تقسيم کنيد و به آنها مسئوليت بدهيد .

17. با شاگردانتان جدي ولي مهربان باشيد .

18. هرگز پشت سر هم و يکنواخت تدريس نکنيد و با طرح سوال هايي دانش آموزان  را در طول تدريس فعال نگه داريد .

19. با به کار گيري روش هاي متنوع ارزشيابي, از وضعيت فراگيران و نتيجه کار خود مطلع شويد .

20. براي ارتباط فعاليت هاي آموزشي کلاس درس و خارج از کلاس , تکاليف مناسبي را به دانش آموزان پيشنهاد کنيد . مثلا از آنها بخواهيد آموخته هاي خود را به شکل هاي متنوع , مانند : تهيه خلاصه درس , طرح سوال هاي مهم , کشيدن نقاشي , تهيه مصاحبه با بزرگ تر ها , کار پژوهشي و ... ارائه دهند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 9:41  توسط مدیر مدرسه  | 

1 - از دانش آموز بخواهیم سال تحصیلی را قاطع و با برنامه ریزی شروع کند.

از کارهای کوچک و ساعات مطالعاتی کم شروع کند و به خود پاداش بدهد. (مثل بازی پلی استیشن و ... )

2 - به خانواده ی دانش آموز توصیه کنیم که روابط نزدیک و صمیمی با او برقرار کنند و او را مورد حمایت و آرامش خود قرار دهند. و هنگام نوشتن تکالیف و درس خواندن دانش آموز برایش احترام قائل باشند. به طور مثال صدای تلویزیون را کم کنند و به فرزند کوچکتر تذکر دهند ،به طوری که دانش آموز متوجه این امر شود .

3 - هنگام بدست آوردن موفقیت ها هرچند هم کوچک ، دانش آموز را تشویق کنیم و آن ها را نتیجه ی سعی و تلاش او بدانیم نه شانس و اتفاق.

4 - از دانش آموز بخواهیم آنچه را که واقعا مایل به دست یافتن به آن هست مشخص و به آن سمت حرکت کند تشخیص اینکه چه چیزی در دانش آموز ایجاد رغبت می کند می تواند در ایجاد انگیزه مفید باشد.( مثال : انتخاب شغل آینده )

1 - از دانش آموز بخواهیم سال تحصیلی را قاطع و با برنامه ریزی شروع کند.

از کارهای کوچک و ساعات مطالعاتی کم شروع کند و به خود پاداش بدهد. (مثل بازی پلی استیشن و ... )

2 - به خانواده ی دانش آموز توصیه کنیم که روابط نزدیک و صمیمی با او برقرار کنند و او را مورد حمایت و آرامش خود قرار دهند. و هنگام نوشتن تکالیف و درس خواندن دانش آموز برایش احترام قائل باشند. به طور مثال صدای تلویزیون را کم کنند و به فرزند کوچکتر تذکر دهند ،به طوری که دانش آموز متوجه این امر شود .

3 - هنگام بدست آوردن موفقیت ها هرچند هم کوچک ، دانش آموز را تشویق کنیم و آن ها را نتیجه ی سعی و تلاش او بدانیم نه شانس و اتفاق.

4 - از دانش آموز بخواهیم آنچه را که واقعا مایل به دست یافتن به آن هست مشخص و به آن سمت حرکت کند تشخیص اینکه چه چیزی در دانش آموز ایجاد رغبت می کند می تواند در ایجاد انگیزه مفید باشد.( مثال : انتخاب شغل آینده )

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 17:31  توسط مدیر مدرسه  | 

 ویژگیهای مدیران خلاق

1_ تمركز بر يك موضوع و يك كار: باتوجه به اينكه اثربخشي خلاقيت بسته به سادگي و تمركز دارد افراد خلاق عمدتاً بر يك كار متمركز مي شوند. افراد خلاق خلاقيتهاي اثربخشي خود را از جاهاي كوچك شـــروع مي كنند. خلاقيت به دانش و مهارت و تمركز نياز دارد. اين واضح است كه افرادي استعداد بيشتري براي خلاقيت دارند. اما اين استعدادها در يك زمينه محدود و مشخص است. درحقيقت نوآوران به ندرت در بيش از يك زمينه فعاليت دارند و اين در تمام موفقيتهاي نوآورانه آن صدق مي كند.

خلاقيت نيز مانند كوششهاي ديگر نياز به استعداد، دانش و مهارت دارد. اما وقتي اين موارد تامين شد، نياز به كار سخت، متمركز و هدفمند دارد. وقتي تلاش، پشتكار و تعهد نباشد، استعداد، دانش و مهارت بي فايده است.

افراد خلاق از طريق تمركز به يك موضوع از سطحي نگري به ژرف نگري رسيده و مسائل و موضوعها را به طور عميق و همه جانبه مورد بررســـي قرار مي دهند و به خلاقيت دست مي يابند. به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد تمركز به طور فهرست وار عباتند از:

·        تمركز فكري را به راحتي به وجود مي آورند؛

·        روي كار خاص و مورد نظر تمركز كرده و به راحتي آن را رها نمي كند؛

·        روي موضوعهاي علمي مورد نظر تمركز پيدا مي كند؛

·        داراي ژرف نگري در مسائل و پديده ها و موضوعها هستند؛ رشد حرفه اي را به عنوان معيار موفقيت باور مي كنند؛

·        توانايي تمام كردن، كامل كردن و يكي كردن افكار گوناگون در آنان بالاست.

2_ داراي روحيه علمي و پژوهشي هستند: مديران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتي زندگي شخصي برخورد اصولي و علمي داشته و تحقيق و پژوهش را براي حل مشكلات كارساز مي دانند و اين به خاطر اين است كه استفاده از راه حلهاي جديد موجب صرفه جويي شده و زودتر مي توان به نتيجه رسيد.

به كارگيري روشهاي تحقيق علمي و روش حل مسئله براي مديران خلاق و نوآور امري طبيعي و روزمره است. بنابراين، آنها در انجام كارهاي ريز و درشت و سخت و آسان مراحل زير را به كار مي گيرند.

الف - شناسايي مشكل : در اين مرحله مشكل از ابعاد مختلف مورد شناسايي قرار گرفته و تبيين مي گردد؛
ب - بررسي عـلل مشكل: در اين مرحله منشـا به وجود آمدن مشكل بررسي مي شود تا بهتر بتوانند راه حلها را شناسايي كنند؛

ج - تعيين و بررسي راه حلهاي ممكن: در اين مرحله با توجه به نوع و مــــاهيت مشكلات راه حلهاي زيادي مورد بررسي و شناسايي قرار مي گيرد؛

د - تعيين معيارها براي سنجش راه حلها: در اين مرحله معيارهاي مختلف اقتصادي، سياسي، فــــــرهنگي، اجتماعي، اخلاقي و... تعيين مي گردد؛

ه- تعيين نتايج حاصل از مقايسه راه حل با معيارها؛

و - انتخاب راه حل مناسب؛

ز-اجرا و ارزيابي: در اين مرحله راه حل به كار گرفته شده به صورت تكويني ارزيابي شده و اصلاحات لازم صورت گرفته و بدين طريق از مدل حل مسئله براي ايجاد خلاقيت و نوآوري استفاده مي گردد.

به طور كلي ويژگيهاي مديران خلاق در بعد داشتن روحيه علمي و پژوهشي به طور فهرست وار عبارتند از:

·        داراي روحيه كنجكاوي قوي هستند؛

·        از مطالعه مطالب و موضوعهاي جديد لذت مي برنند؛

·        به جاي حل مشكل عمدتاً مسئله ياب هستند و قبل از بروز مشكل به سراغ مشكلات و حل آنها مي روند؛

·        داراي تفكر علمي و فعاليتهاي نظام مند هستند؛

·        گرايش غالب به حل مشكلات اجتماعي از طريق تحقيق و پژوهش دارند؛

·        برخورد اصولي و منطقي با پديده ها و مسايل و افراد دارند؛

·        در پي توليد افكار و انديشه هاي جديدند؛

·        به دنبال بومي كردن تحقيق و پژوهش در امور عادي كار و زندگي هستند؛

·        در تعريف و انتخاب اهداف پژوهش و مسائل پژوهشي دقت دارند.

3_ حد بالايي از قابليت خطر كردن دارند: خلاقيت خصيصه آدمهايي است كه جرات خطر كردن دارند. براي مثال در علوم پژوهشهاي خلاق كم و بيش هميشه مستلزم ریسک كردنهاي حساب شده است ولي كارهاي عادي را مي توان بدون چندان خطر كردن انجام داد. فرد حرفه اي در هيچ عرصه اي علم يا بازار بورس به دنبال «بحث موفقيت پنجاه پنجاه» نيست. به عكس، جوياي موقعيتي است كه در آن بتواند كاري كند تا دانش برتر به بار نشيند. گاه اين دانش برتر حاصل پشتكار در كسب «قطعه هايي» بيش از اكثر افراد ديگر است. گاه تصادفي حاصل مي شود. اما هرگونه كه حاصل شود، بعيد است كه عنصر خطر را به كلي حذف كند.

عملكرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهاي حساب شده هم هست، كه در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است. قبول خطر هميشه با شناخت يا خطرات و تجزيه و تحليل آنها به مبناي ميزان اثرگذاري بر سازمان شروع مي شود و (مديران خلاق) برمبناي اطلاعات جمع آوري شده و آگاهي، به ارزيابي ريسك از طريق انجام فرآيند اصلي زير مي پردازند:

الف - برآورد ميزان ريسك (اندازه گيري ريسك)؛

ب - سنجش ريسك، چقدر اين ريسك نسبت به ريسك هاي ديگر بزرگتر است؛

ج - تصميم گيري در مورد ريسك (آيا اين ريسك با درنظر گرفتن معيارهاي متداول روز قابل قبول است)؛

د - اقدام لازم در مورد ريسك.

به طور كلي مي توان مشخصه هاي اصلي خطرپذيــــري مديران خلاق را به طور فهرست وار به شرح زير بيان كرد:

·        در بيان نظر و عقيده خود جرات دارند؛

·        در عمل و اجــــــرا جسارت به خرج مي دهند؛

·        مسئوليت پذيرند؛

·        بدون هـــراس فكر و نظر خود را پياده مي كنند؛

·        آمادگي براي ماجراجويي هاي علمي و اجتماعي دارند؛

·        براي تجربه شكست و رسيدن به موفقيتها آماده اند.

4 - داراي روحيه نقادي بالايي هستند: از جمله خصايص مديران خلاق اين است كه خود از جمله افراد انتقادكننده بوده و انتقادپذير هستند و روحيه نقادي را از طريق ارائه اطلاعات به كاركنان، توجه و پذيرش نظرات كاركنان، ايجاد انگيزه نقد و ارائه راه حل، انجام نظرسنجي از كاركنان، استقرار سيستم پيشنهادات در سازمان اشاعه مي دهند. وقتي روحيه نقادي در تك تك كاركنان ايجاد شد. اين امر به عنوان باورهاي مشترك درآمده و در سازمان نهادينه مي گردد. نقد را مي تـوان نـــرم افزاري براي توسعه فكر و ظرفيت ذهني و علمي بشر دانست. در نقادي افكار، و مباحث علمي و سازماني مختلفي مورد بحث قرار گرفتـــه و از دل آنها انديشه هاي نو پرورش مي يابد و به عنوان راهكارهاي عملي مشكلات سازمان را حل مي كند و در نهايت در دل نقادي خلاقيتهاي فردي شكل مي گيرد و افراد خلاق سازمان را تبديل به يك سازمان خلاق مي كنند. به طور كلي مشخصات مديران خلاق در بعد انتقادپذيري عبارتند از:

·        داشتن روحيه نُرم شكني و سنت شكني معتدل و منطقي؛

·        سرزنده و داشتن اعتماد به نفس قوي در زندگي فردي و سازماني؛

·        لذت بردن از روبرو شدن با نظرات مخالف؛

·        گرايش قوي اجتماعي و سازماني؛

·        اشاعه فرهنگ جسارت علمي و برملا كردن حقايق؛

·        آينده نگري قوي و قدرت تجزيه و تحليل بالا؛

·         در بحث با ديگران حاضر جواب و آماده هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 19:45  توسط مدیر مدرسه  | 

دانش آموزان همچون ساير گروه هاي ملت در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) كه همه را دعوت به مبارزه بي امان با رژيم امريكايي شاه مي نمود، سر از پا نمي شناختند و نجات اسلام را در پيروي كامل از امام (ره) سازش ناپذير مي دانستند. اين طبقه جوان و فعال جامعه بحق يكي از اركان و پايه هاي مهم انقلاب پيروزمند اسلامي بودند.

صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالي كه مدارس را تعطيل كرده بودند روبه سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهان اعلام نمايند. اين جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجويان و گروههاي ديگري از مردم در زمين چمن دانشگاه اجتماع كردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فرياد حق طلبانه از گلويي برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در كناره نرده ها و زمين چمن اجتماع كرده بودند و فرياد مقدس "الله اكبر" آنان فضا را مي شكافت و تا فاصله هاي دور طنين مي انداخت.

ساعت يازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند. اجتماع كنندگان در حالي كه به سختي نفس مي كشيدند، صداي خود را رساتر كردند و با فرياد دشمن شكن "الله اكبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افكندند.

در اين هنگام تيراندازي آغاز شد و لاله هاي انقلاب يكي پس از ديگري در خون غلتيدند جوانان با
فرياد الله اكبر و با شعارهاي مرگ بر امريكا و مرگ بر شاه به شهادت رسيدند و انقلاب خونين اسلاميشان را تداوم بخشيدند و دشمنان اسلام را بيش از پيش به رسوايي و شكست كشاندند. در اين واقعه 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند. يكي از شاهدان عيني مي گويد.

"شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بيش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و ديگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده اي سرگرم تماشاي نمايشگاه عكس بودند و گروهي به سخنراني گوش مي كردند كه ناگهان يك كپسول گاز اشك آور در هوا چرخيد و روي زمين دانشگاه فرود آمد. عده اي سراسيمه به سوي در ورودي دانشگاه دويدند، ولي در همين موقع صداي تيراندازي بلند شد. سربازان از  پشت ميله هاي دانشگاه به سوي مردم شليك كردند. هنوز فريادهاي "نترسيد تيراندازي هوايي است" بلند بود كه دانشجويي به زمين غلتيد، از اين لحظه به بعد دانشگاه و خيابان هاي اطراف آن مبدل به صحنه  جنگ و گريز شد. دانشجويان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوي منزل مرحوم آيت الله طالقاني راه پيمايي كنند. درست هنگاميكه عزم خروج از دانشگاه كردند با تيراندازي نيروها مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهاي خونين شد. مجروحان توسط دانشجويان به بيمارستان منتقل شدند.

 

در همان ساعات اوليه نيروهاي ضربت وارد داشنگاه شدند و دانشجويان و دانش آموزان براي مقابله با اين حمله آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پيشروي در دانشگاه آنجا را ترك كردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حكومت نظامي خيابان هاي اطراف دانشگاه و قسمتي از خيابان انقلاب را بستند و دانشجويان و دانش آموزان در خيابانهاي اطراف پراكنده شدند. تظاهركنندگان در چند نقطه  خيابانهاي جمهوري اسلامي و ولي عصر (عج) و خيابان هاي منشعب از آن آتش افروختند و با دادن  شعار الله اكبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات مي دادند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حكومت نظامي بر روي دانشجويان و دانش آموزان كه در داخل دانشگاه بودند، تيراندازي كردند كه در همان لحظات اول عده اي از دانشجويان به زمين افتادند و در خون غلتيدند. دانشجويان و دانش آموزان با پلاكاردهايي كه در آن شمار كشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن  شعار الله اكبر خميني رهبر به راه پيمايي پرداختند. جنگ و گريز مأموران نظامي با دانشجويان و دانش آموزان تا پاسي از شب ادامه داشت??"

امام خميني (ره) در پيامي كه به همين مناسبت از پاريس براي امت قهرمان ايران فرستادند، فرمودند:

"عزيزان من صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است. ايران امروز جايگاه آزادگان است? من از اين راه دورچشم اميد به شما دوخته ام? صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي رسانم".

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 21:33  توسط مدیر مدرسه  | 

* آیا تا به حال به صورت عمیق به این موضوع فکر کرده اید که چه عواملی در ترس و اضطراب نسبت به امتحان موثر بوده اند؟
* آیا در زندگی تحصیلی راه هایی برای کاهش این نوع اضطراب یافته اید؟
برخی از عوامل ایجاد کننده ترس از امتحان عبارتند از:

در خصوص روش های کاهش ترس از امتحان نظرات مختلفی وجود دارد که مهمترین آن ها به شرح زیر است:

تنظیم برنامه خواب و استراحت
برخی با این تصور که هنگام امتحانات برای مطالعه بیشتر اصلاً نباید خوابید و یا خیلی کم خوابید، خود باعث خستگی ذهنی و در نتیجه فراموشی بیشتر در مطالب خوانده شده می گردند.

پرهیز از کاهش تغذیه
افراط و تفریط در تغذیه اثرات نامطلوبی در بر خواهد داشت. بایستی با خواب و استراحت کافی و نیز تغذیه مناسب، از لحاظ روحی و جسمی، خود را آماده امتحان کنید.

آماده شدن برای امتحان
یعنی داشتن برنامه ریزی صحیح جهت مطالعه در طول سال تحصیلی ورعایت روش های صحیح مطالعه.

 توصیه اول: مطالب درسی را به تدریج و در طول زمان مرور کنید. با یادگیری نکات مهم و اصلی هر درس و مرور دائمی آن ها می توانید همیشه خود را برای امتحان آماده نگه دارید.
 توصیه دوم: از یادداشت های خود، یادداشت های فشرده ای بردارید تا بازسازی ذهنی و مرور مطالب برایتان مفید واقع شود.
 توصیه سوم: در صورت امکان سوالات امتحانی سال های گذشته را جمع آوری نمائید تا به نوع آزمون پی برده و مطالعه خود را متناسب با آن پیش ببرید.
 توصیه چهارم: خود را به جای طراح سوالات قرار دهید و سوالات امتحانی را طرح نمائید. پاسخگویی دقیق به همه سوالات تا حدود بسیار زیادی موفقیت شما را تضمین خواهد کرد. همچنین می توانید از افراد زرنگ و متوسط کلاس بخواهید که آن ها نیز در این کار شما را یاری کنند و تعدادی سوال طرح نمایند.
 توصیه پنجم: در حین و پس از انجام هر کاری (مطالعه عمیق و دقیق، طرح سوال های امتحانی و . . .) خود را تشویق کنید. بهتر است همین رفتاری که انجام می دهید و یا به پایان رسانده اید، بر روی برگه هایی یادداشت کنید و یا آن را در قالب یک جمع اظهار کنید.

شرکت در جلسات آخر هر درس
حتماً در جلسات آخر درس پیش از امتحان در کلاس شرکت کنید. زیرا اغلب، مطالب مهمی را که احتمال بیشتری در طرح سوالات دارند، مرور و توضیح داده می شوند.

پرهیز از اضطراب های متفرقه
مثلاً شب امتحان مسابقات فوتبال را دنبال نکنید، اگر امتحان قبلی رضایت بخش نبوده است، به آن نیندیشید و تحلیل امتحان قبلی را به فرصت مناسب خودش موکول کنید.

حال بایستی مواردی در جریان امتحانات و هنگام پاسخگویی به سوالات مد نظرتان باشد، که رعایت آن ها می تواند در موفقیت بیشتر و کاهش اضطراب نسبت به امتحان موثر باشد. برخی از این موارد عبارتند از:

* به موقع و سر وقت به جلسه امتحان بروید و پیش از آغاز امتحان با خاطری آسوده در جای خود مستقر شوید.

* کلیه وسایل و ابزارهایی که در امتحان مورد نیاز است همراه خود به جلسه ببرید.

* در صورتی که قبل از شروع امتحان، دستورات و راهنمایی هایی از سوی مدرسین یا ناظرین جلسه داده می شود، به این دستورات کاملاً  گوش دهید.

* پس از اینکه سوالات در اختیار شما قرار گرفت، بلافاصله و با عجله شروع به نوشتن نکنید. تمام سوالات را یک بار سریع مرور کنید، ابتدا جواب سوال های ساده را بنویسید و سپس به سوال های مشکل بپردازید.

* به زمان بندی سوالات دقت کنید تا با مشکل کمبود وقت مواجه نشوید.

* در نوشتن پاسخ ها به دقت عمل کنید و خود را به جای مصححی قرار دهید که می خواهد همین برگه امتحانی را تصحیح کند.

* به یاد داشته باشید همیشه یک پاسخ ضعیف و ناقص بهتر از هیچ است و اگر به سوالی برخورد کردید که درباره آن حضور ذهن نداشته و چیزی نمی دانید، هرچه درباره آن سوال به ذهنتان می رسد بر روی یک کاغذ پیش نویس، یادداشت کنید. به این ترتیب به تدریج بعضی قسمت ها به یادتان خواهد آمد.

* سعی کنید عجله ای برای تحویل دادن برگه امتحانی نداشته باشید و تا آنجا که می توانید درباره سوالات فکر کنید.

* قبل از تحویل برگه امتحانی، نوشته های خود را مرور کنید و اگر نکاتی را در حین نوشتن فراموش کرده اید، کامل کنید

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 11:11  توسط مدیر مدرسه  | 

والدین راهنمایی بخوانند

آغاز سال تحصیلی، آغازی دوباره برای یک شروع خوب به سوی موفقیت است.
بیایید قدم ها را هدفمند، آگاهانه و با برنامه پیش ببریم.

* آغاز دوران راهنمایی تحصیلی شروع نوجوانی است. در این مرحله دوران کودکی پشت سر گذاشته شده و دوران پر تلاطم نوجوانی شروع می‌شود که برخورد صحیح با این دوران نیاز به حمایت و پشتیبانی والدین دارد.

*  نگرانی‌ها، مسؤلیت پذیری و علاقه به موفقیت فرزندان همیشه با آغاز سال تحصیلی شروع می‌شود و در طی دوران تحصیل آن‌ها ادامه می‌یابد.
 
*  نوجوان در این دوره احساس استقلال می‌کند و دوست دارد به ارزش‌ها، ایده‌ها، حرف‌هایش و... احترام گذاشته شود و تمایلی به شنیدن امر و نهی دیگران ندارد ولی این بدان معنا نیست که حمایت و نظارت بر عملکرد او کاملاً قطع شود بلکه در این دوران نیاز به نظارت غیر  مستقیم است.

رعایت نکات زیر تا حدی به بهبود عملکرد فرزندتان کمک می­کند:

برقراری رابطه‌ی صحیح با دانش آموز :

                                بیان و رفتار والدین، آیینه‌ای است که رفتار فرزندان را منعکس می‌کند

برنامه‌ریزی:

            نوشتن برنامه‌ی واقع بینانه، شرط اجرایی بودن آن است

تغذیه :

        تغذیه‌ی مناسب از عوامل مؤثر در تقویت حافظه است


 به منظور نظم بخشیدن به مطالعات فرزندتان، به کمک او یک برنامه‌ی مطالعاتی منظم، واقع بینانه و قابل اجرا بر اساس یک هدف مشخص، تهیه کنید.

 توقع نداشته باشید ساعت‌ها مطالعه‌ی مداوم داشته باشند. در شروع مطالعه میزان توجه و تمرکز بالا است و به تدریج کاهش می‌یابد. برای هر  45 دقیقه مطالعه، 15 دقیقه استراحت باید در نظر گرفته شود.

 برنامه‌ریزی به معنای پیوسته و مداوم درس خواندن و ترک فعالیت‌های دیگر نیست. فرزند شما نیاز دارد ساعاتی را به فعالیت‌های مورد علاقه‌ی خود بپردازد.

 برای بررسی ضعف دانش آموز و ارائه راهکار مناسب با او همفکری کرده، نیازها و توانمندی‌های او را شناسایی کنید و با استفاده از تجربیات افراد صاحب‌نظر خدمات آموزشی و کمک آموزشی مناسب را انتخاب نمایید. ضمناً از پر نمودن ساعات مفید او با کلاس‌های متفاوت بدون در نظر گرفتن شرایط جسمی و روحیش جداً خودداری کنید چون نتیجه‌ای جز افت تحصیلی به دنبال نخواهد داشت.

 اطلاعاتی از برنامه‌های آموزشی، کادر مدرسه و.... داشته باشید و روند تحصیلی او را از معلمین مدرسه جویا شوید.

                                                     با درک فرزندتان عزت نفس را در او افزایش دهید

 با او رابطه‌ی عاطفی و منطقی برقرار کنید. شرایط سنی اورا درک کرده و هرگز اورا با دیگر دوستانش مقایسه نکنید تا حس حسادت در او ایجاد نشود.

 سطح توقعات خودتان را با توانایی‌های عمومی و استعدادهای ویژه‌ی او هماهنگ کنید.  آمال و آرزوهای خود را به آن‌ها القا نکنید.

 موفقیت‌های تحصیلی او را بلافاصله تشویق کنید. تشویق باید متناسب با فعالیت او باشد. در بین همسنالان ودیکران موفقیت‌هایش را گوشزد کنید.

 به صحبت‌ها و نگرانی‌های  او گوش فرا دهید و با راهنمایی درست و صحبت منطقی او را درست هدایت کنید.

                                                         به تغذیه فرزندتان اهمیت دهید


 پیروی از الگوی غیر طبیعی و داشتن رژیم غذایی نا مناسب، می‌تواند منجر به ضعف و خستگی، نداشتن تمرکز و کاهش قدرت یادگیری شود.

 توجه داشته باشید که فرزندتان پیش از رفتن به مدرسه حتماً صبحانه میل کند اما نه به میزان زیاد و حجیم چون سنگین شدن معده فعالیت ذهنی را کاهش می‌دهد.

 مصرف مواد پر کالری مثل خوردن کیک، شیرینی و شکلات در وعده‌ی صبحانه، میزان تمرکز را می‌کاهد.

 در هنگام مطالعه برای فرزند خود تغذیه نبرید. در فواصل بین مطالعه‌ی دروس تغذیه‌ا‌‌ی سبک (میوه، آبمیوه، بادام، گردو و...) آماده کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 17:23  توسط مدیر مدرسه  | 

 

اسامی نمایندگان پرورشی بشارت

 

کوثر 1 قلی پور

 

کوثر2عطائی

 

مائده 1شریعتی – خیری نیا

 

مائده 2 ندا میرزا حسینی

 

مائده 3 وفادار

 

توحید 1 کریمی جهان

 

توحید 2 حسین خانی – رسولی

 

توحید3-فرزانه تاجیک –صالحی

 

ساعت تحویل کتاب از کتابخانه زنگهای پرورشی توسط نمایندگان پرورشی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 9:36  توسط مدیر مدرسه  |